خرید بک لینک
مدتی است ساکتم و بیشتر میخوانم و میبینم و تحلیل میکنم تا حرفی جدید برای گفتن و نوشتن داشته باشم که خودم را راضی کند و شاید هم محضِ فراموشی اتفاقات پیرامون و ترسهایی که همچنان به من زل میزنند باشد که به خواندنِ مجازیجات چنگ زدهام. یک جور میل به بقا شاید. یکی گذر ثانیهها و چین و چروک و قرصهای هر شبهی پدر و مادر به چشمش آمده و فرسایش این سالها. چند تار سفید جدید بین موهایش کشف کرده. کامن

برچسب: نویسنده: آدرین شریعتی تاريخ: جمعه 17 شهريور 1396 ساعت: 3:21

و سوت آرامِ آواز کسی ... در نگاه اول خونگرم و صمیمی به نظر میرسید. برای خودم میتونستم توجیه کنم که چرا همیشه دور و برش پر از آدمه. شلوغ نبود، شر نبود، جلف نبود ولی جدی هم نبود! همیشه یه ته مایه طنز و شوخی همراه خودش داشت که آدم نمیفهمید باید حرفهاش رو باور کنه یا نکنه! با تموم اینا مسئولیت پذیر بودنش برام بولد شده بود، مشخص بود از اون آدمایی هست که وسط تمام شوخیهاش میشه روش حساب کرد! در یک

برچسب: آرامِ,آواز, نویسنده: آدرین شریعتی تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 21:55

صفحه بندی